خرید بک لینک

درباره سایت

صدای پای موریانه ها می آید.

امکانات وب

یادم میفته.بی کم و کاست.حالا که آب دهانم رو نمیتونم قورت بدم.انگار که هزار جوی خشکیده باشم و اون حرف ها جاری شدن توی جسمم.نه مثل آب که مثل درد.زیر پوست و لابه لای استخونام.حالا که چشمام مثل دو کوره ی آتیش میسوزن و از خواب با صدای ناله ی خودم بیدار میشم.تکرار و تکرار و مکرر میشن تو ذهنم. دختری اهل قلم و فکر وشعر و خط بود.یکسالی ازش بی خبر بودم.حالا تکیده و زار ونزار شده بود.جا خوردم از دیدنش.میگفت یک ساله که عاشق شده،یک ساله که پیشنهاد پسری را پذیرفته و حالا چند ماهه که اون پسر ولش کرده.حالا خودش مونده وخاطرات و پاکتی آدامس یادگاری. از اون بیست وچند سال

برچسب: نویسنده: دانیال اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 0:07

صفحه بندی